به گزارش مجله فرهنگ و هنر صلح خبر از بلندگوی مسجد صدای ربنا بلند شد که به خودش آمد. آن قدر گرم بازی شده بود که حواسش به گذر زمان نبود. دوان دوان خود را به بقالی رساند. مادرش گفته بود برای افطار تخم مرغ بخرد. اسکناس را به فروشنده داد و تخممرغهایی را که داخل کیسه […]
به گزارش مجله فرهنگ و هنر صلح خبر
از بلندگوی مسجد صدای ربنا بلند شد که به خودش آمد. آن قدر گرم بازی شده بود که حواسش به گذر زمان نبود.
دوان دوان خود را به بقالی رساند. مادرش گفته بود برای افطار تخم مرغ بخرد. اسکناس را به فروشنده داد و تخممرغهایی را که داخل کیسه گذاشته بود، گرفت.
با سرعت به سمت خانه دوید. وقتی رسید که اذان میگفتند. پلهها را دو تا یکی بالا رفت. در خانه را باز کرد. کیسه تخممرغها را به مادرش داد و به سمت اتاق رفت. صدای مادربلند شد: «خدا ذلیلت کنه بچه… یه دونهاش سالم نمونده. چی کار کردی این تخم مرغا رو؟ پنیر نگرفتی؟»
دستش به سمت جیبش رفت. یادش رفته بود بقیه پول تخممرغها را از بقال بگیرد.
همین طور که جیبش را شخم میزد، سایه مادر را بالای سرش حس کرد. یک اسکناس دیگر دستش بود.
57243
Let’s block ads! (Why?)
اگر خبر یا گزارشی دارید از بخش خبریار صلح خبر برای ما ارسال نمایید.
قوانین خبریار صلح خبر
- در صورت تمایل اعلام نمایید تا اخبار و گزارش ها با نام خود شما منتشر گردد.
- شما می توانید از بخش خبریار صلح خبر، اخبار و گزارش های خود را ارسال نمایید.
- شما می توانید اخبار و گزارش ها را به ایمیل solhkhabar@yahoo.com ارسال نمایید.
- لطفا در ارسال اخبار و تصاویر و گزارش های خود قوانین و مقرارت را رعایت فرمایید.
- از ارسال مطالب خلاف عفت عمومی اکیدا خودداری فرمایید.
- از ارسال کاریکاتورهای توهین آمیز یا تصاویر موهن اکیدا خودداری فرمایید.
- رعایت کپی رایت در مطالب ارسالی الزامی است.
- در صورت مشاهده تخلف پس از تذکر ، حساب کاربر خاطی بلافاصله حذف می گردد.



