امروز: سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | برابر با: الثلاثاء 23 جماد أول 1448 | 2026-11-03
کد خبر: 94597 |
تاریخ انتشار : 29 تیر 1395 - 6:50 | ارسال توسط :
0
♥1
ارسال به دوستان
پ

کودک و نوجوان > آثار نوجوانان – چشم‌هایم را باز کردم. امروز چه روزی بود؟ دوشنبه، سه‌شنبه؟ چهارشنبه؟ پتو را از روی خودم کنار زدم. هوا گرم بود! به سقف خیره شدم. امروز چه امتحانی داشتم؟ علوم؟ نه امتحان علوم که تمام شده… عربی؟ اجتماعی؟ فکر نکنم… ادبیات چی؟ نه، آن که اولین امتحانم بود… ریاضی؟ آهی […]

کودک و نوجوان > آثار نوجوانان – چشم‌هایم را باز کردم. امروز چه روزی بود؟ دوشنبه، سه‌شنبه؟ چهارشنبه؟ پتو را از روی خودم کنار زدم. هوا گرم بود! به سقف خیره شدم. امروز چه امتحانی داشتم؟

علوم؟ نه امتحان علوم که تمام شده… عربی؟ اجتماعی؟ فکر نکنم… ادبیات چی؟ نه، آن که اولین امتحانم بود… ریاضی؟ آهی کشیدم. امکان ندارد امتحان ریاضی را فراموش کنم، چون توی معادله‌اش حسابی گیر کرده بودم! پس امروز چه امتحانی داشتم؟ از جایم بلند شدم و به ساعت نگاه کردم.

ساعت ۱۱ بود! واي نه! به هوای این‌که ساعتم خواب مانده باشد نه من، به سمت پنجره رفتم و پرده را کنار زدم. خدای من! خورشید کاملاً بالا آمده بود! بدو بدو به سمت پله‌ها رفتم. مامان با شنیدن صدای پای من سرش را از روی مجله بلند کرد و لبخندزنان گفت: «صبح اولین روز تابستون بخیر عزیزم!» دستم را روی قفسه‌ي سینه‌ام گذاشتم و نفس راحتی کشیدم!

فاطمه لاجوردی،14 ساله از تهران

دوچرخه شماره ۸۳۶

عكس: راضيه كرمي، 15 ساله از تهران

Let’s block ads! (Why?)

RSS

منبع خبر ( ) است و صلح خبر | پایگاه اخبار صلح ایران در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر را به شماره 300078  پیامک بفرمایید.
    برچسب ها:
لینک کوتاه خبر:
​
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسطصلح خبر | پایگاه اخبار صلح ایران در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    نظرتان را بیان کنید