به گزارش مجله مدیا صلح خبر فیلم مستند، فرزند ناتنی سینمای ایران؟! ماهنامه سینمای هنر و تجربه – کامبیز حضرتی: فیلم مستند فرزند ناتنی سینما نیست. در ایران نگاه به سینمای مستند با بی مهری های زیادی همراه بوده است، اما چه کانون اصلی مستند را تلویزیون بدانیم و چه ندانیم، آثار مستندی وجود دارند […]
به گزارش مجله مدیا صلح خبر
فیلم مستند، فرزند ناتنی سینمای ایران؟!
آقای فرح بخش در گفت و گویی که با مجله هنر و تجربه انجام داد، اشاره کردند «جای نمایش مستند تلویزیون و جشنواره است». شما که در حیطه مستند فعالیت طولانی و موفقی دارید، در این رابطه نظرتان چیست؟
این حرف برآمده از تجربه ناکافی برخی از دوستان است. هرجامعه ای نیاز به رشد دارد و مستند وظیفه این رشد اجتماعی را برعهده دارد. من با نظر آقای فرح بخش از یک سو همنظر هستم و از طرف دیگر یک اختلاف نظر دارم. این دوستان یک نوع از سینمای توده ای و عوام را دنبال می کنند و گاهی به انجام پدیده های تغییردهنده انسانیت، معنویت و… دست می زنند و برای جلب سرمایه فیلم هایی می سازند که برآمده از نقاط ضعف توده مردم است. اما این شکل از جلب سرمایه تقلیل گرایانه و در حد خنده و شوخی های دم دستی است.
من در فرانسه، انگلیس، سوییس، آمریکا و… مستند «رویاهای دم صبح» را اکران کره ام. اصولا اکران از نکات مورد نظر من است. چرا که بسیاری از آثار مستند به دلیل اکران نشدن هرگز دیده نمی شوند. زمانی که «رویاهای دم صبح» را در فرانسه اکران کردم، گروه پخش کننده فرانسوی هشت ماه برای این کار تلاش کرد و مرکز سینمای فرانسه به آن ها کمک کرد.
با این سابقه شما با آثار مستندی که در گروه هنر و تجربه اکران شده اند، تا چه اندازه آشنا هستید؟ چه نظری درباره آثار اکران شده این گروه سینمایی دارید؟
به نظر من بعضی از فیلم هایی که در هنر و تجربه نمایش داده می شود، واجد ویژگی های اکران شدن نیست. هر فیلم قابلیت اکران ندارد و اگر این فیلم ها اکران می شوند، به دلیل عدم حساسیت گروه انتخاب آثار است. اگر فیلم های مستند و تجربی ای که نمایش داده می شود، واجد ویژگی های لازم برای اکران نباشد، به کل سیستم هنر و تجربه ضربه می زند. من بعضی از فیلم های هنر و تجربه را دیده ام و از اکران آن ها خوشحال شدم. درست است که خیلی از این آثار در تلویزیون نمایش داده نشدند، اما نباید فیلم سازش فقط به فکر فروش باشد. وقتی فیلم سازی می گوید فیلمش فروش چندانی نکرده است، به این معناست که از اول نباید آن مستند اکران شود، چون به سویه های هنری سینما توجه نکرده است.
این طور که متوجه شدم، به نظر شما باید برای نمایش آثار هنری و تجربی محدودیت قائل شد.
اگر ما 10 فیلم داریم که قابلیت نمایش را دارند، باید فقط 10 فیلم اکران شود. اگر منطق جای سیاست گذاری غلط را نگیرد، کل سینمای هنر و تجربه را در آینده نداریم. چرا که به دلیل فشار سرمایه و سینمای گیشه این سینما از بین می رود. چقدر دولت می تواند در مقابل استدلال های مخالف و سینمای گیشه ایستادگی کند؟
ایراد این سیاست گذاری را در چه موردی می دانید؟
شورای سیاست گذاری هنر و تجربه شامل افراد خبره ای هستند که متاسفانه در مورد همه چیز تصمیم می گیرند و من به همین دلیل به آن ها انتقاد دارم. باید چهره های جدیدی وارد این حوزه شوند و کارگروه های تخصصی ایجاد شود تا افراد بتوانند زیر نظر شورای سیاست گذاری تصمیم گیری کنند. قصد داشتم این موارد را به امیرحسین علم الهدی بگویم، اما سفرهای متعدد مانع این کار شد. در حال حاضر این گروه پیشانی هنر و تجربه و فرهنگ جدیدی در سینماست. برای همینت شورای سیاست گذاری برای کارهای کلان برنامه ریزی کند و برای اکران کارگروه تخصصی سه نفره تشکیل شود.

منظور شما این است که اکران به تدابیر گسترده تری نیاز دارد تا از سوی مخاطب مورد اعتنا قرار بگیرد؟
بله؛ برای این کار ما کارگروه های مجزا می خواهیم تا آدم ها با دیدگاه های تازه شان در آن کر کنند. اگر کسی انتقادی مطرح کرد، کارگروه به حرف های او جواب بدهد. اما جای این در سینمای هنر و تجربه خالی است. وقتی فیلمی اکران شود و یک نفر مخاطب در سالن باشد، معلوم است که جای این کارگروه خالی است. ما لشکرکشی نمی کنیم، اما باید اکت حرفه ای انجام بدهیم. در حال حاضر شورای سیاست گذاری شورای اکران حل اختلاف، انتخاب فیلم و موارد دیگر است.

این سینما می تواند تهدیدی علیه گردش سرمایه باشد. باید توجه داشته که جامعه تنها برای یک عده مخصوص کار نمی کند. همان طور که ادبیات مهم است، سینما نیز مهم است. البته این نکته را هم بگویم که سینمای ایران در عرصه جهانی افول کرده است.
نمی خواهم به حجم جشنواره ها اشاره کنم. منظورم این است که باید شیوه ها و شرکت های جدید نمایش به سینمای ایران اضافه شود و سینماگران و مراکز دولتی و خصوصی دست به دست هم بدهند. وقتی یک فیلم ایرانی در فستیوالی شرکت می کند، مردم به خاطر سینمای ایران به تماشای آن فیلم می آیند. فیلم «رویاهای دم صبح» در جشنواره یاماگاتا نمایش داده شد. چند پخش کننده ژاپنی برای اکران فیلم در توکیو و دیگر شهرهای ژاپن پیگیرانه به دنبال پخش آن بودند.

یعنی خودتان توانستید کاری را به طور مشترک و فردی پیش ببرید؟ چرا با مراکز دولتی حمایت کننده به نتیجه نرسیدید؟
در حال حاضر من در میانه یک پروداکشن چندکشوری هستم. سیستم دولتی ما برای تولید مشترک عریض و طویل است. مطمئن هستم که دنیا تمایل دارد با ما همکاری مشترک کند. فارابی با وام های اقساطی که می دهد، در تولید فیلم ها مشارکت می کند، اما چرا هیچ پولی برای من و امثال من نیست؟ من و آدم های مستقل در این کشور حضور داریم. چرا سینمای مملکت من به موفقیت های فیلم هایم هیچ واکنشی نشان نمی دهد؟
با وجود موفقیت های بین المللی فراوان شما و مستند «رویاهای دم صبح» تصور نمی کردیم این اندازه بی مهری نسبت به شما صورت گرفته باشد.
چرا مجید مجیدی به هند رفت تا فیلم بسازد؟ من از جنس سینمای «روتوش»، «حیوان» و «وقت ناهار» هستم. در حال حاضر روی فیلمی کار می کنم که دو سال دیگر هم آماده نمی شود. مگر انجام این زحمات طولانی برای من سخت نیست؟ من می توانستم با این تجربه ای که دارم، پرفروش ترین مستند سینمای ایران را بسازم. من تجربه دارم، اما نمی خواهم این کار را بکنم. اگر دست به انجام آن نمی زنم، دلیلی برای ناتوانی من نیست. شاگرد زرنگ هایی که هم کلاس من بودند و فکر می کردیم قطب هنری سینما می شوند، امروز قطب اقتصادی شدند. اما ما این راه را انتخاب کردیم.
یعنی درواقع یک استعداد هنری را از دست دادیم.
من می گویم یک قابلیت را از دست دادیم. من یک فیلم ساز هستم که مستند ساخته ام. حتی تحت تاثیر «رویاهای دم صبح» در داخل و خارج کشور فیلم هایی ساخته شد و از این بابت خوشحال هستم. من فقط فیلم ساز هستم. ما را در دسته بندی های مرسوم هنری و غیرهنری قرار ندهید.
اما تعلق خاطر شما به تولید آثاری با سطح کیفی بالا و سینمای هنرمندانه است.
اگر دولت کمک کند، کارزار این هنر و تجربه پیش می رود و سینمای شریفی که ایران با آن شهره است، جایگاه اصلی خودش را پیدا می کند و چرخ های سینمایی ایران می چرخد. مگر مجلات و کتاب های زرد گردش سرمایه ندارد، اما مگر نوبل را آن ها می گیرند؟ من درددل می کنم. هرجا که از من برای مشورت و داوری دعوت شده، رفته ام، اما دیگر هیچ کدام از این کارها را انجام نمی دهم. با من چه کاری کردند که به این جا رسیدم؟
منبع : برترینها



